![]() |
![]() |
|
|
عشق بازیست نه بازی که مرا مات کنی
نازنینا دل من صفحه ی شطرنج که نیست
اینم از آخرین پستم منو ببخشید امیدوارم همتون خوشبخت ترین افراد باشین و به هیشکی وابسته نشید خداحافظ برای.......................................
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 17:19 توسط بهاره |
|
سلام دوستای عزیزم باید بگم خداحافظ دیگه باید برم ولی شاااااااااااااااااااااید هفته ای درمیون اومدم که اگه بگم دیگه نمیام سنگین تره دیگه موندن تو این وب دلیلی نداره ولی خب شااااااااید یه روزی اومدم. واسه یادگاری نگهش میدارم شایدم یه وب دیگه ساختم که خبرتون میکنم خودم هم نمیدونم فقط میدونم که خییییییییییییلی دیر میام یاشایدم نمیام به هرحال گفتم که گفته باشه
شما هم هرخوبی ، بدی دیدید حلالم کنیدو فقط یه چیز دیگه بدونید کاری نکنیدکه اخرش پشیمون بشید پشیمونی فایده نداره دلی هم که ازرده بشه دیگه هیچ درمونی نداره همه رو ببخشید اگه شما ببخشید خدا نمی بخشه اونارو به نتیجه کارشون میرسونه مطمئن باشید اینم از این شاید اخری باشه شاید دیگه قسمت نشه ببینمت تو رو من شاید دیگه خاطره شه لحظه های تو با من کاشکی بدونی رفتنم فقط به خاطر تو بود دست بی رحم سرنوشت عشقمو از دلم ربود از همگیتون ممنون و فعلا خداحافظ (بهاره)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 15:15 توسط بهاره |
|
|
دلم گرفته......
دلم عجب گرفته است..... دلت چرا گرفته؟چرا؟ مثل اینکه تنهایی؟ چقدر هم تنها....... دچار یعنی عاشق...... وفکر کن چه تنهاست اگر که ماهی کرچک دچار ابی دریای بیکران باشد......... دچار یعنی عاشق....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 9:29 توسط بهاره |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 15:22 توسط بهاره |
|
|
گفتمش دل میخری؟ پرسیدچند؟ گفتمش دل مال تو ، تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز امدم او رفته بود دل ز دستانش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جامانده بود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 16:16 توسط بهاره |
|
طعنه نزن به گریه هام اشکای تازه تر می خوام رسم وفا نیست که منو جا بذاری تو غصه ها تنها صدای پای تو حرمت خونه ی منه کاشکی بدونی خواستنت به قیمت خون منه تو ساعت نگاه تو لحظه به لحظه جون میدم میمیرمو خاک تنو به دست اسمون میدم داد میزنم تو کوچه ها زندگی سهم عاشقاست گناه عشق پای خودم هر چی که هست لطف خداست گناه عشق پای خودم هر چی که هست لطف خداست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 15:35 توسط بهاره |
|
|
سلام دوستای گلم شمایی که دیگه نمیای علت نیومدنم چیزی هست که پایین توضیح دادم
اینم از این شعره خداکنه خوشتون بیاد
پرستوی فراری از بهارم یک امشب میهمان این دیارم چو ماه از پشت خرمنها براید به دیدارم بیا چشم انتظارم به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از ما کن ای دوست دلم دریا شد و دادم به دستت مکش دریا به خون ، پروا کن ای دوست.
در ادامه ی مطلب یک عکس دکترعلی شریعتی وهمسرش هست ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 15:17 توسط بهاره |
|
|
سلام دوستای گلم خوبید عزیزام به قول خودمون(شیرازی ها)گمپ گلام
چطورین ؟ خب دوستای گلم شرمنده دیر اومدم اخه شبکه های اینترنتی خراب بود بعدشم که شبکه درست شد برا اموزش پرورش وصل نشده بود منم دیر شد تا بیام وای نمیدونید تو این مدت چی گذشت هیشکی نبود که باهاش حرف بزنم هیشکی ولی حالا که اومدم خواستم تموم حرفامو بنویسم ولی نمیتونم به قول دوست گل و دوست داشتنیم نباید بریزم تو خودم که جمع شه و داغونم کنه ولی چیکارکنم نمیتونم حرفمو بزن بازم مثل همیشه میگم بیخی باشه؟ بیخی بیخی خب یه شعر خواستم بنویسم ولی حالا عشقم نمیکشه بعد مینویسم راستی تا یادم نرفته مدرسه هام شروع شده کم تر میام ولی میام باشه میام نگید بهتر بذار بره از دستش راحت بشیما خب؟ من میام ولتون نمیکنم میام مزاحمتون میشما خب باز مثل همیشه چرت گفتمو سرتونو درد اووردم نظر که یادتون نمیره؟میدونم سرافرازمون کنید با نظراتون عزیزانم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 22:11 توسط بهاره |
|
|
فقط دریا دلش ابی تر از من بود
و من از دریا دلم دریا فقط این را ندانستم چرا گشتم چنین تنهاتر از تنها به هر ابی شدم اتش به هر اتش شدم ابی به هر ابی شدم دامی و تو این را ندانستی چرا گشتم چنین عاسی چرا مهتاب شد سنگ صبورم چرا بستند پر های غرورم چرا ایینه ها را خاک کردند مرا از رنگ شب سیراب کردند |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:13 توسط بهاره |
|
|
سلام دوستای گلم
شمایی که در طول این مدت منو از دلتنگی دراووردید اصلا حالم خوش نیست من گمشدم گمشدم داخل کشور وجودم دوری از شما برام سخته همتونو دوست دارم با اینکه خودم فراموش شده ی جهان و جهانیانم ولی کسی رو فراموش نمی کنم من باید برم خودمو پیدا کنم واسم دعا کنید هرچی زودتر خودمو پیداکنم اگه هم تا اخر هفته اپ نکردم حلالم کنید منو ببخشید اگه یه حرفی زدم یا یه اپ غمگینی کردم که باعث شده برنجونتتون شرمنده حلال کنید شاید تا اخر هفته اومدم و باز مزاحمتون شدم شایدم................. من باید برم تا هم فراموشش کنم هم خودمو پیدا کنم شاید خداحافظ هممممممممممممممتون رو دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 9:13 توسط بهاره |
|
|
كاش در دنيا سه چيز وجود نداشت
غرور دروغ عشق انسان با غرور مي تازد با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:37 توسط بهاره |
|
|
سلام این دفعه اپم شاده
بیچاره مردا اگر تیپ بزنن میگن با کی قرار داری اگه تیپ نزنن میگن اصلا سلیقه نداری زیاد بگن دوست دارم می گن باز چه نقشه ای تو کلته نگن دوست دارم می گن پای کی وسطه زیاد بخندن میگن دیوونه شدی نخندن می گن چه مرگته شام بخوان می گن فقط فکر شکمشه شام نخوان می گن با کی شام کوفت کردی
خودمونیما خوب سابقشون خرابه که اینا رو بهشون می گن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 19:23 توسط بهاره |
|
|
ترسم كه گريه شود عادتم
بيا..... چراميگن دلتنگي قشنگترين هديه عشقه؟ اگه اينجوريه من با اين هديه چي كار كنم؟؟؟؟؟؟؟
توي جاده ي حقيقت منو تنها گذاشتي ولي تودلم هميشه زنده هستي
هرفريب خورده اي مورد سرزنش نيست
انقدر رسم وفا مورده كه ترسم روزي گر مجنون زنده شد ياد ز ليلي نكند |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:15 توسط بهاره |
|
|
تو همه راز جهان ریخته در چشمان سیاهت
من همه وقت تماشای نگاتم
هنوز خش خش گام تو میدهد ازارم
من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت
* هر کس مصیبت ها را که بر او وارد می شود بزرگ شمارد خداوند مصیبت بزرگی را بر او نازل می کند |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:15 توسط بهاره |
|
|
سلام
ممنون وقتی که نبودم بهم سر زدید اومدنم کمی به تا خیر افتاد از همگیتون ممنون که به یادم بودید امدم ولی چی؟ خدارو شکر سالم اومدم ولی کاش یه موقع که چیزی را نباید میشنیدم می تونستم نشنوم تا لا اقل امیدی که تازه پیدا کرده بودم از بین نمی رفت
*رنگین کمان پاداش کسانیست که تا اخرین قطره زیر بارون میمونند
*گر نیایی تا قیامت انتظارت میکشم منت عشق ازنگاه پر شرابت میکشم ناز چندین ساله ی چشم خمارت میکشم تا نفس باقیست اینجا انتظارت میکشم
*کاش بودم تک درختی در میان قلب تو تا وجودم ریشه میکرد از محبت های تو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 23:23 توسط بهاره |
|
|
سلام سلام سلام
من از جمعه تا هفته ی دیگه نیستم اگه امام رضا بطلبه دارم می رم اونجا هزار هزار هزار حاجت دارم برا شما دوستان گل .خودم.وبقیه دعا میکنم گرچه کسی نیستم نکنه تو ابن مدت فراموشم کنید که از فراموشی ...... فعلا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 9:10 توسط بهاره |
|
|
نگو هرگز خداحافظ
كه از تنهايي بيزارم نرو از پيش من هرگز كه من تنها تو رادارم
*من زير بارون باچشام يه ارزو ساخته بودم واسه دوباره ديدنت زندگيمو باخته بودم ياارزومو پس بده يا با دوباره ديدنت به زندگيم نفس بده
*۱نفر ۱جايي ۱وقتي تموم روياش لبخند تو بود پس ۱جايي ۱وقتي با۱لبخند يادش كن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:30 توسط بهاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به کدامین جرم حکم صبر برایم صادر شد ؟
جرم من عشق بود سلام دوست عزیز مرسی ازاینکه این وبلاگ را واسه تماشا انتخاب کردی راااااااستی نظر یادت نره |
| پیوندها |
|
خودم(موفق باش اگه....) بربادرفته خيال....(آقا امير گل) مهسا جون(دخترخاله ي عزيزم) |
|
RSS
|